امروزه رهبران کسبوکار با تصمیمات بیشماری در مورد تجهیزات اداری مواجه هستند، اما تعداد کمی از آنها به اندازه انتخاب چاپگرها سوءتفاهم ایجاد میکنند. در میان مشخصات فنی که خریداران را گیج میکند، DPI (نقطه در اینچ) به عنوان شاید سوءتفسیرترین معیار برجسته میشود. در حالی که درست است که DPI نقش مهمی در کیفیت چاپ دارد، اما رابطه بین اعداد DPI و عملکرد واقعی به اندازه تصور بسیاری از افراد ساده نیست.
DPI وضوح چاپ را با شمارش تعداد نقاط جوهر جداگانه که یک چاپگر میتواند در یک اینچ خطی قرار دهد، اندازهگیری میکند. مقادیر DPI بالاتر از نظر تئوری تصاویر واضحتری با جزئیات بیشتر تولید میکنند، درست مانند تعداد مگاپیکسل بالاتر در دوربینهای دیجیتال. برای اسناد اداری استاندارد با متن و نمودارهای اساسی، 300-600 DPI معمولاً شفافیت کافی را فراهم میکند. چاپهای عکاسی و گرافیکهای دقیق ممکن است به 1200 DPI یا بالاتر نیاز داشته باشند، در حالی که استودیوهای عکاسی حرفهای و شرکتهای طراحی اغلب به چاپگرهای 2400 DPI نیاز دارند.
با این حال، DPI تنها یک جزء از کیفیت چاپ را نشان میدهد. چندین عامل دیگر به طور قابل توجهی بر خروجی تأثیر میگذارند:
یک چاپگر 600 DPI که از مواد مصرفی ممتاز استفاده میکند میتواند از یک دستگاه 1200 DPI با لوازم بیکیفیت بهتر عمل کند. این واقعیت منعکسکننده هنرهای آشپزی است—مواد و تکنیک برتر بر پتانسیل نظری برتری دارند.
تحقیقات صنعت نشان میدهد که بیش از 65٪ از کاربران کسبوکار چاپگرهایی با رتبهبندی DPI غیرضروری بالا خریداری میکنند، طبق Keypoint Intelligence. این عدم تطابق مشخصات، ناکارآمدیهای هزینهای متعددی را ایجاد میکند:
چاپگرهای با DPI بالا معمولاً جوهر بیشتری مصرف میکنند و به کارتریجهای گرانتری نیاز دارند. هزینه عملیاتی با گذشت زمان به طور قابل توجهی انباشته میشود، به ویژه زمانی که قابلیتهای وضوح پیشرفته برای کارهای چاپ معمول استفاده نمیشوند. یک صاحب کسبوکار گزارش داد که یک چاپگر درجه عکاسی را برای استفاده عمومی در دفتر خریداری کرده است، تنها برای اینکه متوجه شود جوهرهای تخصصی سه برابر بیشتر از کارتریجهای استاندارد هزینه دارند و هیچ فایده ملموسی برای چاپ اسناد ارائه نمیدهند.
سازمانهای مختلف به قابلیتهای چاپ متفاوتی نیاز دارند:
دو فناوری چاپ غالب هر کدام در سناریوهای مختلف برتری دارند:
قیمت خرید تنها یک جزء از هزینههای چاپگر را نشان میدهد. کسبوکارها باید ارزیابی کنند:
فرمول محاسبه هزینه در هر صفحه ساده است: (قیمت کارتریج ÷ بازده صفحه) + هزینه کاغذ. مقایسه این معیار در مدلها، اقتصادیترین انتخاب بلندمدت را نشان میدهد.
دو نمونه چاپگر نشان میدهد که چگونه مشخصات باید با استفاده همسو شوند:
این مثالها نشان میدهند که انتخاب بهینه چاپگر کاملاً به مورد استفاده اصلی بستگی دارد تا مشخصات حداکثری.
انتخاب چاپگر نیازمند تجزیه و تحلیل دقیق نیازهای واقعی است تا تعقیب مشخصات چشمگیر. DPI تنها یک عامل در میان بسیاری از عواملی است که کیفیت چاپ و راندمان عملیاتی را تعیین میکنند. با تطبیق قابلیتهای چاپگر با الزامات خاص، کسبوکارها میتوانند از هزینههای غیرضروری اجتناب کنند و در عین حال کیفیت خروجی رضایتبخشی را برای برنامههای خاص خود تضمین کنند.
امروزه رهبران کسبوکار با تصمیمات بیشماری در مورد تجهیزات اداری مواجه هستند، اما تعداد کمی از آنها به اندازه انتخاب چاپگرها سوءتفاهم ایجاد میکنند. در میان مشخصات فنی که خریداران را گیج میکند، DPI (نقطه در اینچ) به عنوان شاید سوءتفسیرترین معیار برجسته میشود. در حالی که درست است که DPI نقش مهمی در کیفیت چاپ دارد، اما رابطه بین اعداد DPI و عملکرد واقعی به اندازه تصور بسیاری از افراد ساده نیست.
DPI وضوح چاپ را با شمارش تعداد نقاط جوهر جداگانه که یک چاپگر میتواند در یک اینچ خطی قرار دهد، اندازهگیری میکند. مقادیر DPI بالاتر از نظر تئوری تصاویر واضحتری با جزئیات بیشتر تولید میکنند، درست مانند تعداد مگاپیکسل بالاتر در دوربینهای دیجیتال. برای اسناد اداری استاندارد با متن و نمودارهای اساسی، 300-600 DPI معمولاً شفافیت کافی را فراهم میکند. چاپهای عکاسی و گرافیکهای دقیق ممکن است به 1200 DPI یا بالاتر نیاز داشته باشند، در حالی که استودیوهای عکاسی حرفهای و شرکتهای طراحی اغلب به چاپگرهای 2400 DPI نیاز دارند.
با این حال، DPI تنها یک جزء از کیفیت چاپ را نشان میدهد. چندین عامل دیگر به طور قابل توجهی بر خروجی تأثیر میگذارند:
یک چاپگر 600 DPI که از مواد مصرفی ممتاز استفاده میکند میتواند از یک دستگاه 1200 DPI با لوازم بیکیفیت بهتر عمل کند. این واقعیت منعکسکننده هنرهای آشپزی است—مواد و تکنیک برتر بر پتانسیل نظری برتری دارند.
تحقیقات صنعت نشان میدهد که بیش از 65٪ از کاربران کسبوکار چاپگرهایی با رتبهبندی DPI غیرضروری بالا خریداری میکنند، طبق Keypoint Intelligence. این عدم تطابق مشخصات، ناکارآمدیهای هزینهای متعددی را ایجاد میکند:
چاپگرهای با DPI بالا معمولاً جوهر بیشتری مصرف میکنند و به کارتریجهای گرانتری نیاز دارند. هزینه عملیاتی با گذشت زمان به طور قابل توجهی انباشته میشود، به ویژه زمانی که قابلیتهای وضوح پیشرفته برای کارهای چاپ معمول استفاده نمیشوند. یک صاحب کسبوکار گزارش داد که یک چاپگر درجه عکاسی را برای استفاده عمومی در دفتر خریداری کرده است، تنها برای اینکه متوجه شود جوهرهای تخصصی سه برابر بیشتر از کارتریجهای استاندارد هزینه دارند و هیچ فایده ملموسی برای چاپ اسناد ارائه نمیدهند.
سازمانهای مختلف به قابلیتهای چاپ متفاوتی نیاز دارند:
دو فناوری چاپ غالب هر کدام در سناریوهای مختلف برتری دارند:
قیمت خرید تنها یک جزء از هزینههای چاپگر را نشان میدهد. کسبوکارها باید ارزیابی کنند:
فرمول محاسبه هزینه در هر صفحه ساده است: (قیمت کارتریج ÷ بازده صفحه) + هزینه کاغذ. مقایسه این معیار در مدلها، اقتصادیترین انتخاب بلندمدت را نشان میدهد.
دو نمونه چاپگر نشان میدهد که چگونه مشخصات باید با استفاده همسو شوند:
این مثالها نشان میدهند که انتخاب بهینه چاپگر کاملاً به مورد استفاده اصلی بستگی دارد تا مشخصات حداکثری.
انتخاب چاپگر نیازمند تجزیه و تحلیل دقیق نیازهای واقعی است تا تعقیب مشخصات چشمگیر. DPI تنها یک عامل در میان بسیاری از عواملی است که کیفیت چاپ و راندمان عملیاتی را تعیین میکنند. با تطبیق قابلیتهای چاپگر با الزامات خاص، کسبوکارها میتوانند از هزینههای غیرضروری اجتناب کنند و در عین حال کیفیت خروجی رضایتبخشی را برای برنامههای خاص خود تضمین کنند.